قسمتی از یک کتاب
من زیاد زندگی نکرده ام. فقط دوران کودکی را گذرانده ام. ولی شاهدی هستم که ثابت می کند یک زندگی کوتاه و کودکانه می تواند پر از ماجراهای مهم باشد. تازه بدون احتساب مهمترین مزیتش: هنوز قادرم همه چیز را به یاد بیاورم. وقتی به زندگی ام فکر می کنم، می بینم سر جمع از تمام طول سلطنت لویی چهاردهم و تمام جنگ های ناپلئون خیلی جالب تر است. من یک تخمک بودم، یک ماهی، یک جنین، یک نوزاد، کودکی که یاد می گیرد ببیند، حرف بزند، راه برود، بخواند و به مدرسه برود، یاد می گیرد شنا کند و دوچرخه سواری کند، من دختر بچه بودم و یک روز جادوگر شدم... دست از تغییر شکل دادن برنداشتم. دندان هایم در آمدند، افتادند، دوباره درآمدند، استخوان هایم قد کشیدند، مو ساختم، ...
نویسنده :
موژان
12:40








